ارسال شده توسط سپهر محمدی در تاریخ ۰۸ دی ۱۳۸۸
با سلام!
درود به زنان و مردان قهرمانی که این صحنه را خلق کردند!
درود بر مام وطن که چنین قهرمانانی در آغوش خویش پرورید!
پیشتر عرض کرده بودم، که اعتراض مسالمت آمیز، به نتیجه انتخابات و هر چیز دیگری که مورد اعتراض است، حق مسلم هر ایرانی است.
اما ورود به خشونت، ما را از رسیدن به هر گونه حقی چه از دید مجامع داخلی و چه از دید مجامع بین المللی باز خواهد داشت!
اگر مردم با سنگ خشونت کنند، حاکمان با باتوم و گلوله خشونت خواهند کرد و این برای هیچ کس هیچ نفعی نخواهد داشت!
اما شعار “اعتراض و عدم خشونت” شعار برنده ایست که هیچ کس را یارای مقاومت در مقابل آن نخواهد بود!
در این موقعیت حساس و بحرانی، بازداشت گسترده همان کسانی که دائما بر عدم خشونت تاکید می کنند چه دلیلی دارد؟
از دوستان و هموطنان عزیز استدعا می کنم سخنان پیر سالخورده و صادق سیاست عزت الله سحابی را بشنوند:
خشونت خواست حکومت است، مردم خویشتندار باشند و مبارزه دموکراتیک را طولانی تر و کم هزینه تر کنند
در سایه عقلانیت و عدم خشونت، ایرانی آزاد و آباد در انتظار ما خواهد بود.
در سایه احساسات و خونریزی، نادانان دیگری چون نادانان گذشته، که از پس انقلاب بر روی کار آمدند، بر روی کار خواهند آمد!
با احترام
سپهر محمدی
ارسال شده توسط سپهر محمدی در تاریخ ۱۵ شهریور ۱۳۸۸
با سلام
موسی بن میمون یکی از بزرگترین علمای یهود که درباره او گفته اند از موسی(ع) تا موسی(بن میمون) کسی چون او برنخواسته است را حتما به یاد دارید. مدتی پیش درباره او و کتاب معروف او به نام دلاله الحائرین در این پست توضیح داده بودم.
اکنون قصد دارم با اشاره به نوشته های موسی بن میمون در کتاب دلاله الحائرین روشن کنم که از دید او و از آن مهمتر از دید آنکلوس(Onkelos) مترجم تورات به آرامی که ترجمه او به تارگوم(Targum) معروف است، الوهیم معانی متعددی دارد که یکی از آنها خداوند است!
موسی ابن میمون در کتاب خود به نام دلاله الحائرین چنین گفته است:
انه قد علم کل عبرانی ان اسم “الوهیم” مشترک للالاه و الملائکه و الحکام مدبری المدن. و قد بین آنقولوس المتهود علیه السلام و الصحیح ما بینه ان قوله: وهییتم کالهیم یودعی طوب ورع(پیدایش ۳:۵) یراد به المعنی الاخیر قال و تهون کربربیا ( و تکونون کملوک)(دلاله الحائرین صفحه۲۴ - فصل ۲)
ترجمه: هر عبرانی می داند که نام الوهیم، مشترک است بین خداوند و فرشتگان و حکام گرداننده شهرها، و آنکلوس یهودی(که درود بر او باد) روشن کرده است و صحیح روشن کرده است که ومانند خدا عارف نیک و بد خواهید بود(پیدایش ۳:۵) منظورش آن است که مانند پادشاهان خواهید شد.
ارسال شده توسط سپهر محمدی در تاریخ ۰۹ شهریور ۱۳۸۸
به نام خداوند بخشنده مهربان
شاید برخی از دوستان از عنوان این بحث تعجب کنند! و گمان کنند که این بحث در پست قبلی مطرح شده است! چرا من دوباره آن را پی گرفته ام؟
اما عرض من به دوستان علاقه مند به مطالعه و تحقیق در مورد کتاب مقدس اینست که “خدا” و “خداوند” در ترجمه های فارسی کتاب مقدس، نه یک کلمه بلکه، دو کلمه کاملا مجزا و تقریبا می توان گفت، نا مرتبط هستند!!!
در مورد کلمه الوهیم در عبری و تِئوس در یونانی که معمولا به اشتباه به خدا ترجمه می شوند، در پست قبلی اشاره کردم.
در این پست قصد دارم به کلمه یونانی κυριος(کوریوس) که معادل کلمه عبری אדני (ادونای) است بپردازم.
در این بحث هم همچون بحث قبلی مبانی زیر را پی می گیریم:
ارسال شده توسط سپهر محمدی در تاریخ ۰۹ شهریور ۱۳۸۸
به نام خداوند واحدِ خالق هر چیز
با سلام به همه دوستان،
همانطور که دوستان احتمالا می دانند، بنده معتقد به تحریف جدی و خیلی عمده ای در کتاب مقدس به خصوص در زمینه توحید نیستم.
عمده تحریفات، به طوری که بسیاری از یهودیان و مسیحیان مسلمان شده اعلام کرده اند در ترجمه های کتاب مقدس اتفاق افتاده است.
در این مطلب و مطلب بعدی، بنده قصد دارم بر اساس متن و ترجمه های کتاب مقدس موجود، که در دست داریم، ثابت کنم که متاسفانه در ترجمه کتاب مقدس، به شدت، تحریف اتفاق افتاده است.
از آنجا که یکی از مهمترین مناقشات اسلام و مسیحیت، خدا خواندن عیسی(ع)، توسط بسیاری از مسیحیان است و در فرازهای متعدد از ترجمه های فارسی عهد جدید، به ادعای مترجمان، عیسی مسیح(علی نبینا و آله و علیه السلام)، یا خود را “فرزند خدا”، خوانده است یا توسط دیگران “خدا” خوانده شده است، بر آن شدم مطلبی در این زمینه، یعنی خدا خواندن عیسی، در اناجیل به رشته تحریر در آورم.
ارسال شده توسط سپهر محمدی در تاریخ ۱۱ مرداد ۱۳۸۸
با سلام
از آنجا که متاسفانه در این ایام شاهد پخش اعترافات افرادیکه مدتها در حبس و در سلول انفرادی و تحت انواع فشارها بوده اند، علیه خود بودیم، برای آنکه بدانیم چنین رفتاری از نظر اسلامی چه جایگاهی دارد، رجوع به یک حدیث مکرر و تقریبا متواتر از ائمه بزرگوار شیعه، ضروری بود.
با جستجوی مختصری که انجام دادم منابع این حدیث را یافتم، متن حدیث تقریبا توسط هر فارسی زبانی هم قابل درک است:
مَنْ أَقَرَّ بِحَدٍّ عَلَى تَخْوِیفٍ أَوْ حَبْسٍ أَوْ ضَرْبٍ لَمْ یَجُزْ ذَلِکَ عَلَیْهِ وَ لَا یُحَد
هر کس به حدی(از حدود الهی) بر اساس ترس(تخویف)، یا حبس، یا ضرب و شتم، اقرار کند، کیفری به واسطه آن (اقرار) بر او نیست و حدی بر او جاری نمی شود.
این حدیث در کتب متعدد شیعه و با الفاظ متعدد و با معانی یکسان وجود دارد، از جمله بنده در این جستجوی ساده موارد زیر را یافتم:
ارسال شده توسط سپهر محمدی در تاریخ ۲۸ تیر ۱۳۸۸
با سلام
حدیث معروف تقلید در تشیع را حتما شنیده اید، معمولا این حدیث به صورت مختصر چنین نقل می شود:
فَأَمَّا مَنْ کَانَ مِنَ الْفُقَهَاءِ صَائِناً لِنَفْسِهِ حَافِظاً لِدِینِهِ مُخَالِفاً عَلَى هَوَاهُ مُطِیعاً لِأَمْرِ مَوْلَاهُ فَلِلْعَوَامِّ أَنْ یُقَلِّدُوهُ
و اما اگر از دانشمندان دینی کسی بود که نفسش را نگه دارد و از دینش محافظت کند و مخالف هوای نفسش عمل کند، و فرمانبردار امر خدا باشد، بر مردم است که از وی پیروی کنند.
این حدیث یکی از پایه های اصلی استدلال علما مبنی بر جواز تقلید غیر عالم از عالم است و لذا بر مبنای این حدیث است که اصلا تقلید معنی پیدا می کند، اما متاسفانه و با کمال تعجب، همانطور که خواهید دید، فرازهای بلافاصله قبل و بعد از فراز معروف آن، هیچگاه برای ما نقل نشده است! در فرازهای قبل و بعد، امام به شدت بر علمای فاسد و مفسد تاخته است و آنها را بدترین خلق دانسته است و به شدت تاکید کرده است که علمایی که شایسته تقلید اند معدود و محدوند. و ضرر و صدمه علمای فاسد بر مسلمانان از صدمه یزید بر اسلام بیشتر است! اما متاسفانه، این قسمتها هیچگاه برای ما بازخوانی نشده است!
همچون “لا اله الا الله” که تنها “الا الله” آن نقل شود و “لا اله” آن نقل نگردد!
ارسال شده توسط سپهر محمدی در تاریخ ۲۵ خرداد ۱۳۸۸
هموطنان عزیز!
همانطور که کاندیداهای اصلاح طلب نیز اعلام کرده اند، اعتراض به تقلب وسیع در انتخابات با هر منطقی حق معترضین است!
ما حق داریم با تجمع و تظاهراتهای آرام خیابانی به روند اخذ و شمارش آرای انتخابات ۲۲ خرداد اعتراض کنیم و در خواست کنیم توسط ناظرانی بیطرف یا بین المللی آراء مجددا شمارش شده یا اگر تقلب در آنها وسیع است، انتخابات مجددا برگزار گردد.
این حق طبیعی همه معترضان است و هیچ کس نمی تواند این حق را از آنها بگیرد!
اما سوال اصلی در اینجاست که آیا صدمه زدن به اموال شخصی و عمومی با هیچ منطقی سازگار است؟
آیا هیچ یک از معترضین حق دارد بانکها را به آتش بکشد؟ آیا هیچ یک از معترضین حق دارد سطل آشغالها را به آتش بکشد؟ آیا هیچ یک از معترضین حق دارد به اتومبیلها یا افراد در حال عبور صدمه بزند؟ آیا هیچ یک از معترضین حق دارد شیشه های مغازه ها را بشکند و آیا سرقت از بانکهایی که در مسیر راهپیماییها بوده است صحیح است؟ و با هیچ منطقی سازگار است؟
مسلما اینچنین نیست!
به همه دوستان یاد آور می شوم!
اعتراض مدنی و مسالمت آمیز حق طبیعی آحاد ملت است!
اما صدمه زدن به اموال عمومی و آنچه که از آن تعبیر به اغتشاش می شود، نه تنها خود به تنهایی جرم محسوب می شود، بلکه منجر به آن خواهد شد که حق اعتراض مسالمت آمیز نیز از مردم سلب گردد!
با احترام
سپهر محمدی
ارسال شده توسط سپهر محمدی در تاریخ ۱۹ خرداد ۱۳۸۸
با سلام
در این ایام انتخابات، گاهی در بحث با دوستان و حتی برخی دوستان مذهبی و یا روشنفکر با این استدلال مواجه می شوم که نباید خطاها و اشتباهات و تباهیهای موجود در جامعه را عیان کرد و ریشه های آن را وارسی کرد و هر کس خودش می داند که چگونه به وظیفه اش برای انتخابات عمل کند و نباید فضای جامعه را آشفته کرد!!!
سوال اساسی از این دوستان این است که پس معنای واقعی امر به معروف و نهی از منکر چیست؟
آیا ما واقعا باور کرده ایم که امر به معروف یعنی حفاظت از عدم خروج کاکل دختران از روسری ها و عدم کوتاهی پاچه شلوار پسران؟؟؟!!!
آیا ما واقعا معنای عمیق و عظیم فریضه امر به معروف و نهی از منکر را فراموش کرده ایم؟؟؟
و آنرا به خردی و کم ارزشی وظایف ستاد فرمایشی امر به معروف و نهی از منکر دانسته ایم؟؟؟
قرآن کریم مسلمانان را بهترین امتی در میان تمامی امتها می داند، مشروط بر اینکه فریضه امر به معروف و نهی از منکر را رعایت کنند:
کُنْتُمْ خَیْرَ أُمَّةٍ أُخْرِجَتْ لِلنَّاسِ تَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَ تَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْکَرِ وَ تُؤْمِنُونَ بِاللَّه(۳:۱۱۰)
شما بهترین امتى هستید که براى مردم پدیدار شدهاید: به کار پسندیده فرمان مىدهید، و از کار ناپسند بازمىدارید، و به خدا ایمان دارید(ترجمه فولادوند)
آیا ما بهترین امت هستیم؟
آیا با پوشش کاکل دختران ما بهترین امتها می شویم؟ یا آنکه با روشن کردن دروغها و دغلها و دزدیها و رسواییها در جامعه مان و اعتراض و تذکر به آنها و بازداشتن حاکمان از خطاها و تشویق و ترغیب آنها به انجام امور درست، امر به معروف و نهی از منکر انجام می شود؟ و آنگاه می توان امیدوار بود که ما به بهترین امتها تبدیل گردیم!
ارسال شده توسط سپهر محمدی در تاریخ ۱۳ خرداد ۱۳۸۸
با سلام
گاهی در فضای جامعه، با کسانی برخورد می کنم، که از اینکه جمیله کدیورِ محجبه، در نفی اجباری بودن حجاب صحبت می کند، تعجب می کنند!
از سوی دیگر برخی محافظه کاران به صورتی از حجابِ اجباری صحبت می کنند که انگار جزء لاینفک اسلام است!!!
در این زمینه خوب است بدانیم که در عین اینکه حجاب یک اصل لاینفک اسلامی است اما در هیچ جای قرآن و اسلام حجاب، اجباری دانسته نشده است!
یعنی در هیچ جای قرآن گفته نشده است اگر زنی به حجاب تن نداد بالاجبار حجاب سرش کنید یا مثلا اموری که در این روزگار اتفاق می افتد یعنی خدای نکرده اسید به صورتش بپاشید یا آنها را سوار پاترول کنید و به منکرات ببرید یا هر چیز مشابه دیگری!
ارسال شده توسط سپهر محمدی در تاریخ ۱۰ خرداد ۱۳۸۸
با سلام
از آنجا که من از مهدی کروبی حمایت می کنم، این روزها و وقتی با بسیاری از دوستان که اتفاقا از گروهها مرجع جامعه هستند، بحث می کنم، با این ایراد مواجه می شوم که گفته می شود:
کروبی آخوند است و مردم به او رای نمی دهند!
من واقعا از این برخورد برخی دوستان، جدا مبهوت می شوم!
آیا احمدی نژاد نیز آخوند بود؟ که این مشکلات را برای کشور به وجود آورد؟ آیا برای یک انسان مدرن، آخوند بودن و نبودن پارامتر اساسی است؟
آیا روشنفکران یک جامعه باید پیشتاز افکار عمومی جامعه و شکل دهنده آن باشند؟
یا روشنفکران یک جامعه باید ببینند افکار عمومی به چه سمتی می روند، بعد از پس آنها بدوند؟
آیا هنر روشنفکران در تشخیص افکار عمومی است؟ یا هنر روشنفکران در شکل دادن به افکار عمومی است!
اگر بنا باشد روشنفکران ما تنها نگاه کنند و ببینند در جامعه، باد از کدام طرف می وزد و به آن سو حرکت کنند، فاتحه آن جامعه از پیش خوانده شده است!
اما اگر روشنفکران ما مسئولیت هدایت افکار عمومی جامعه را به عهده بگیرند و به تربیت و روشنگری افکار عمومی ولو اینکه جامعه نپسندد روی بیاورند، جامعه حتما در مسیر درست و صلاح و رشد قرار خواهد داشت.
راستی، چه خوب شد که گالیله و انیشتین به افکار عمومی بی توجه بودند! وگرنه ما هنوز در غارها زندگی می کردیم!
