بلاگ سپهر محمدی

اقرار در حبس

ارسال شده توسط سپهر محمدی در تاریخ: ۱۱ مرداد ۱۳۸۸

با سلام

از آنجا که متاسفانه در این ایام شاهد پخش اعترافات افرادیکه مدتها در حبس و در سلول انفرادی و تحت انواع فشارها بوده اند، علیه خود بودیم، برای آنکه بدانیم چنین رفتاری از نظر اسلامی چه جایگاهی دارد، رجوع به یک حدیث مکرر و تقریبا متواتر از ائمه بزرگوار شیعه، ضروری بود.

با جستجوی مختصری که انجام دادم منابع این حدیث را یافتم، متن حدیث تقریبا توسط هر فارسی زبانی هم قابل درک است:

مَنْ أَقَرَّ بِحَدٍّ عَلَى تَخْوِیفٍ أَوْ حَبْسٍ أَوْ ضَرْبٍ لَمْ یَجُزْ ذَلِکَ عَلَیْهِ وَ لَا یُحَد

هر کس به حدی(از حدود الهی) بر اساس ترس(تخویف)، یا حبس، یا ضرب و شتم، اقرار کند، کیفری به واسطه آن (اقرار) بر او نیست و حدی بر او جاری نمی شود.

این حدیث در کتب متعدد شیعه و با الفاظ متعدد و با معانی یکسان وجود دارد، از جمله بنده در این جستجوی ساده موارد زیر را یافتم:

کتاب

جلد

صفحه

باب

وسائل‏الشیعة

۲۳

۱۸۵

۴- باب أن من أقر عند الحبس أو التخو

وسائل‏الشیعة

۲۸

۲۶۱

۷- باب حکم من أقر بالسرقة بعد الضرب‏

مستدرک الوسائل

۱۶

۳۲

۳- باب أن من أقر عند الحبس أو التخو

مستدرک الوسائل

۱۸

۳۶

۳۲- باب نوادر ما یتعلق بأبواب الحدو

مستدرک الوسائل

۱۸

۱۲۷

۷- باب حکم من أقر بالسرقة بعد الضرب‏

بحارالأنوار

۷۶

۳۲

باب ۷۰- حد الزنا و کیفیة ثبوته و أح

الکافی

۷

۲۶۱

باب النوادر ….. ص : ۲۶۰

التهذیب

۱۰

۱۴۸

۱۰- باب من الزیادات ….. ص : ۱۴۴

دعائم‏الإسلام

۲

۴۶۶

۵- فصل ذکر القضایا فی الحدود …..

قرب‏الإسناد

۲۶

الجزء الأول من قرب الإسناد لعبد الل

همانطور که ملاحظه می گردد در بسیاری از کتب حدیثی بابی تحت عناوین مشابه وجود دارد، مثل “باب کسی که در حبس یا از روی ترس اقرار کند”، یا “باب کسی که بعد از ضرب و شتم اقرار به سرقت کند”، که در همگی حکم به بی ارزش بودن چنین اقاریری شده است.

امید که دوستان این قاعده قرآنی را هم فراموش نکنند که:

اى کسانى که ایمان آورده‏اید، اگر فاسقى برایتان خبرى آورد، نیک وارسى کنید، مبادا به نادانى گروهى را آسیب برسانید و [بعد،] از آنچه کرده‏اید پشیمان شوید.(حجرات ۶)

با احترام

سپهر محمدی

  • Share/Save/Bookmark

بدون پاسخ برای "اقرار در حبس"

نوشتن نظر

آیاتی از کتب آسمانی:

عیسی پاسخ داد:
«اگر من خود را آدم بزرگی بدانم،
این بزرگی ارزشی ندارد،
آن پدر من است كه مرا بزرگی و جلال می‌بخشد،
همان کسی‌که شما می‌گویید خدای شماست.
— یوحنا 8:54