بلاگ سپهر محمدی

بحث تحت عنوان ” آیا تعالیم قرآن با عهد عتیق و اناجیل در تعارض است؟”

ارسال شده توسط سپهر محمدی در تاریخ ۰۳ آبان ۱۳۸۹

با سلام

در بهمن ۸۸ بحثی با دوستی مسیحی- یهودی  در انجمن فرهیختگان در مورد اینکه “آیا تعالیم قرآن با عهد عتیق و اناجیل تعارض دارد؟” داشتم.

متاسفانه به دلیل توقف فعالیت انجمن فرهیختگان این بحث قابل دیگر قابل دسترسی نبود.

به یمن تکنولوژی کاشه گوگل، توانستم قسمتهایی از بحث را بازیابی کنم.

این بحثها را در اینجا ببینید:

این بحث گرچه کمی طولانی است، اما به گمان بنده از زیباترین بحثها در نوع خود است، چرا که ناتوانی مسیحیان(تثلیثی) در نشان دادن کوچکترین تعارضی بین تعالیم قرآن و کتاب مقدس(منهای نامه های پولس) را نشان می دهد. امیدوارم مورد استفاده محققین و پژوهندگان کتاب مقدس، قرار گیرد.با احترام

سپهر محمدی

بحث در مورد نبی موعود در تورات و انجیل

ارسال شده توسط سپهر محمدی در تاریخ ۰۳ آبان ۱۳۸۹

با سلام

در آذر ۸۸ بحثی با دوستانی مسیحی  در انجمن فرهیختگان در مورد نبی موعود در تورات و انجیل داشتم.

متاسفانه به دلیل توقف فعالیت انجمن فرهیختگان این بحث قابل دیگر قابل دسترسی نبود.

به یمن تکنولوژی کاشه گوگل، توانستم قسمتهایی از بحث را بازیابی کنم.

این بحثها را در اینجا ببینید:

این بحث به دید بنده بسیار دقیق و زیبا است و امیدوارم مورد استفاده محققین و پژوهندگان کتاب مقدس، قرار گیرد.با احترام

سپهر محمدی

بحث با فیلیپ در اثبات تحریف کلمه “خدا” در ترجمه های کتاب مقدس

ارسال شده توسط سپهر محمدی در تاریخ ۰۳ آبان ۱۳۸۹

با سلام

در مرداد ۸۸ بحثی با فیلیپ، دوستی مسیحی  در انجمن فرهیختگان داشتم.

متاسفانه به دلیل توقف فعالیت انجمن فرهیختگان این بحث قابل دیگر قابل دسترسی نبود.

به یمن تکنولوژی کاشه گوگل، توانستم بیشتر بحث، جز مقدار کمی از صفحه اول، را بازیابی کنم.

این بحثها را در اینجا ببینید:

این بحث به دید بنده بسیار دقیق و زیبا و مهم بود و امیدوارم مورد استفاده محققین و پژوهندگان کتاب مقدس، قرار گیرد.

با احترام

سپهر محمدی

آیا انسان اشرف مخلوقات است؟

ارسال شده توسط سپهر محمدی در تاریخ ۲۳ بهمن ۱۳۸۸

سلام!

معمولا به ما اینگونه گفته اند که انسان اشرف مخلوقات است!

اما چنین چیزی نه تنها هیچ جایگاه قرآنی ندارد، بلکه تا آنجا که بنده بررسی کرده ام حتی جایگاه دینی هم ندارد!

در احادیث متعدد از ائمه معصومین از انسانها و موجودات مختار دیگری که همچون ما در سیارات دیگر وجود دارند و حتی بسیار بهتر از ما عبودیت خالق می کنند، یاد شده است.

از جهت علمی معادله ای وجود دارد به نام معادله دِرِک، این معادله از حاصل ضرب چند احتمال ساده استخراج می شود:

The Drake equation states that:

where: مشاهده ادامه مطلب »

الوهیم از دید ابن میمون و آنکلوس یهودی

ارسال شده توسط سپهر محمدی در تاریخ ۱۵ شهریور ۱۳۸۸

با سلام

موسی بن میمون یکی از بزرگترین علمای یهود که درباره او گفته اند از موسی(ع) تا موسی(بن میمون) کسی چون او برنخواسته است را حتما به یاد دارید. مدتی پیش درباره او و کتاب معروف او به نام دلاله الحائرین در این پست توضیح داده بودم.

اکنون قصد دارم با اشاره به نوشته های موسی بن میمون در کتاب دلاله الحائرین روشن کنم که از دید او و از آن مهمتر از دید آنکلوس(Onkelos) مترجم تورات به آرامی که ترجمه او به تارگوم(Targum) معروف است، الوهیم معانی متعددی دارد که یکی از آنها خداوند است!

موسی ابن میمون در کتاب خود به نام دلاله الحائرین چنین گفته است:

انه قد علم کل عبرانی ان اسم “الوهیم” مشترک للالاه و الملائکه و الحکام مدبری المدن. و قد بین آنقولوس المتهود علیه السلام و الصحیح ما بینه ان قوله: وهییتم کالهیم یودعی طوب ورع(پیدایش ۳:۵) یراد به المعنی الاخیر قال و تهون کربربیا ( و تکونون کملوک)(دلاله الحائرین صفحه۲۴ – فصل ۲)
ترجمه: هر عبرانی می داند که نام الوهیم، مشترک است بین خداوند و فرشتگان و حکام گرداننده شهرها، و آنکلوس یهودی(که درود بر او باد) روشن کرده است و صحیح روشن کرده است که ومانند خدا عارف نیک و بد خواهید بود(پیدایش ۳:۵) منظورش آن است که مانند پادشاهان خواهید شد.

مشاهده ادامه مطلب »

تحریف کلمه “خداوند” در ترجمه های عهد جدید

ارسال شده توسط سپهر محمدی در تاریخ ۰۹ شهریور ۱۳۸۸

به نام خداوند بخشنده مهربان

شاید برخی از دوستان از عنوان این بحث تعجب کنند! و گمان کنند که این بحث در پست قبلی مطرح شده است! چرا من دوباره آن را پی گرفته ام؟

اما عرض من به دوستان علاقه مند به مطالعه و تحقیق در مورد کتاب مقدس اینست که “خدا” و “خداوند” در ترجمه های فارسی کتاب مقدس، نه یک کلمه بلکه، دو کلمه کاملا مجزا و تقریبا می توان گفت، نا مرتبط هستند!!!

در مورد کلمه الوهیم در عبری و تِئوس در یونانی که معمولا به اشتباه به خدا ترجمه می شوند، در پست قبلی اشاره کردم.
در این پست قصد دارم به کلمه یونانی κυριος(کوریوس) که معادل کلمه عبری אדני (ادونای) است بپردازم.
در این بحث هم همچون بحث قبلی مبانی زیر را پی می گیریم:

  • به اصل متن عبری عهد قدیم و متن یونانی عهد جدید در این بحث اعتماد می کنم.
  • به دانش مترجمین معروف و شناخته شده کتاب مقدس اعتماد می کنم.
  • اما به سلیقه دینی مترجمین کتاب مقدس اعتماد نمی کنم.

مشاهده ادامه مطلب »

تحریف کلمه “خدا” در ترجمه های کتاب مقدس

ارسال شده توسط سپهر محمدی در تاریخ ۰۹ شهریور ۱۳۸۸

به نام خداوند واحدِ خالق هر چیز
با سلام به همه دوستان،

همانطور که دوستان احتمالا می دانند، بنده معتقد به تحریف جدی و خیلی عمده ای در کتاب مقدس به خصوص در زمینه توحید نیستم.
عمده تحریفات، به طوری که بسیاری از یهودیان و مسیحیان مسلمان شده اعلام کرده اند در ترجمه های کتاب مقدس اتفاق افتاده است.

در این مطلب و مطلب بعدی، بنده قصد دارم بر اساس متن و ترجمه های کتاب مقدس موجود، که در دست داریم، ثابت کنم که متاسفانه در ترجمه کتاب مقدس، به شدت، تحریف اتفاق افتاده است.

از آنجا که یکی از مهمترین مناقشات اسلام و مسیحیت، خدا خواندن عیسی(ع)، توسط بسیاری از مسیحیان است و در فرازهای متعدد از ترجمه های فارسی عهد جدید، به ادعای مترجمان، عیسی مسیح(علی نبینا و آله و علیه السلام)، یا خود را “فرزند خدا”، خوانده است یا توسط دیگران “خدا” خوانده شده است، بر آن شدم مطلبی در این زمینه، یعنی خدا خواندن عیسی، در اناجیل به رشته تحریر در آورم.

مشاهده ادامه مطلب »

حدیث معروف تقلید را اینبار “کامل” بخوانید!

ارسال شده توسط سپهر محمدی در تاریخ ۲۸ تیر ۱۳۸۸

با سلام

حدیث معروف تقلید در تشیع را حتما شنیده اید، معمولا این حدیث به صورت مختصر چنین نقل می شود:

فَأَمَّا مَنْ کَانَ مِنَ الْفُقَهَاءِ صَائِناً لِنَفْسِهِ حَافِظاً لِدِینِهِ مُخَالِفاً عَلَى هَوَاهُ مُطِیعاً لِأَمْرِ مَوْلَاهُ فَلِلْعَوَامِّ أَنْ یُقَلِّدُوهُ

و اما اگر از دانشمندان دینی کسی بود که نفسش را نگه دارد و از دینش محافظت کند و مخالف هوای نفسش عمل کند، و فرمانبردار امر خدا باشد، بر مردم است که از وی پیروی کنند.

این حدیث یکی از پایه های اصلی استدلال علما مبنی بر جواز شرعی تقلید غیر عالم از عالم است و لذا بر مبنای این حدیث است که اصلا تقلید معنی پیدا می کند، اما متاسفانه و با کمال تعجب، همانطور که خواهید دید، فرازهای بلافاصله قبل و بعد از فراز معروف آن، هیچگاه برای ما نقل نشده است! در فرازهای قبل و بعد، امام به شدت بر علمای فاسد و مفسد تاخته است و آنها را بدترین خلق دانسته است و به شدت تاکید کرده است که علمایی که شایسته تقلید اند معدود و محدوند. و ضرر و صدمه علمای فاسد بر مسلمانان از صدمه یزید بر اسلام بیشتر است! اما متاسفانه، این قسمتها هیچگاه برای ما بازخوانی نشده است!

همچون “لا اله الا الله” که تنها “الا الله” آن نقل شود و “لا اله” آن نقل نگردد!

مشاهده ادامه مطلب »

کلمه فارقلیط در انجیل دیاتسارون فارسی

ارسال شده توسط سپهر محمدی در تاریخ ۱۰ اردیبهشت ۱۳۸۸

با سلام

دیاتسارون، یکی از قدیمیترین اناجیل موجود است که متن اصلی سریانی آن متاسفانه با زور و شمشیر از بین رفته است، البته ترجمه ای عربی متعلق به قرن ده میلادی و ترجمه ای فارسی، متعلق به قرن سیزده میلادی، هفتم هجری، از آن موجود است. قطعاتی از نسخه سریانی آن هم در تفسیر های سه ، چهار قرن اول میلادی موجود است. همچنین ترجمه هایی به لاتین و آلمانی میانه و اخیرا انگلیسی عمدتا بر اساس ترجمه عربی موجود است.

اخیرا نشر اساطیر، ترجمه فارسی، قرن هفتم، این اثر را که جوزفه مسینا آن را در ۱۹۵۱ در رم تصحیح کرده است، منتشر کرده است.

هرچند به نظر می رسد اصالت نسخه عربی بیشتر باشد ولی محققین بر این باورند که هر دو مترجم، تغییرات جدی در اصل آن به وجود آورده اند.

به هر روی، از آنجا که خوانندگان فارسی زبان توجه ویژه ای به کلمه فارقلیط و وجود آن در نسخ قدیمی دارند، صفحاتی از این انجیل که مستقیما و بدون هیچ ترجمه ای از کلمه “فارقلیط” استفاده کرده است را در اینجا منتشر می کنم. صفحات مشابه، همچنین در نسخه عربی دیاتسارون وجود دارد که اصل آن را از نسخه بسیار نایابی، که در اختیار دارم، مدتی پیش برای اولین بار در بلاگ انگلیسی خود منتشر کردم.

این سند به خوبی نشان می دهد، حتی تا قرن هفتم هجری، سیزدهم میلادی، این کلمه در ترجمه های انجیل بدون ترجمه قرار داده می شده است، اما در ترجمه های یکصد ساله اخیر کلمه فارقلیط به روح راستی یا روح القدس یا تسلی دهنده‌ و یا پشتیبان ترجمه شده است.

صفحات کتاب انجیل دیاتسارون فارسی که کلمه فارقلیط در آن ذکر شده است:

(برای مشاهده تصویر بزرگتر بر روی آنها کلیک کنید.)

فارقلیط در انجیل دیاتسارون 1

فارقلیط در انجیل دیاتسارون ۱

فارقلیط در انجیل دیاتسارون 2

فارقلیط در انجیل دیاتسارون ۲

فارقلیط در انجیل دیاتسارون 3

فارقلیط در انجیل دیاتسارون ۳

آیا واقعا چه دلیلی وجود دارد که پس از ۱۹ قرن، این کلمه احتیاج به تجدید نظر پیدا کرده است؟

دوستان مسلمان، معنای “یحرفون الکلم عن مواضعه” را دریابند!

همچنین برای آشنایی با اتیمولوژی واژه فارقلیط به مقاله دوست و محقق ارجمند جناب آقای مهندس حمید احراری مراجعه کنید.

با احترام

سپهر محمدی

انجیل برنابا!

ارسال شده توسط سپهر محمدی در تاریخ ۰۷ اردیبهشت ۱۳۸۸

با سلام

در بحث با کسانی که علاقه مندی به مباحث دینی دارند، معمولا بلافاصله بعد از اینکه متوجه می شوند بنده اندک مطالعه ای در زمینه کتب عهد عتیق و عهد جدید دارم، معمولا بلافاصله از انجیل برنابا و اینکه مسیحیان آن را سالها مخقی کرده بوده اند، سراغ گرفته می شود!

در اینجا، از آنجا که متاسفانه شایعات شگفت آوری!!! در این زمینه بر سر زبانهاست که هیچ گونه جایگاه علمی و تاریخی ندارد و هیچ محقق و دانشمندی بر روی آن حساب باز نمی کند و به حکم وظیفه اسلامی، لازم می دانم توضیحاتی در این زمینه عرض کنم.

این در حالیست که اخیرا یک نسخه انجیل سریانی در قبرس کشف شده است، که بحث و جنجال زیادی را در کشور همسایه ترکیه با پیوند با انجیل بارنابا به پا کرده است!

برای اینکه بحث روشن شود، بحث را از ریشه و سابقه انجیل برنابا آغاز می کنم.

اولا، با مراجعه به مقاله انجیل برنابا در ویکی فارسی که مجموعا مقاله خوبی است، به سرعت در خواهید یافت که قدیمی ترین نسخ انجیل برنابا، دو نسخه اسپانیایی(موجود) و ایتالیایی(مفقود) است که به قرن شانزدهم تعلق دارد. زبانهایی که قطعا در زمان عیسی مسیح، روحی فداه، وجود نداشته است. و هیچ نسخه ای قدیمی تر برای این انجیل فعلا وجود ندارد.

ثانیا، اساسا برنابا، حواری عیسی مسیح نبوده است، بلکه از یارانِ حواریون عیسی مسیح بوده است. یعنی در رده دوم پس از عیسی مسیح، درست مثل پولس بدعت گذار(به نص خود عهد جدیدپیشوای بدعت نصاری، اعمال رسولان ۲۴:۵)(معروف به پولس قدیس) که خود به هیچ وجه جزء حواریون عیسی مسیح نبوده است.

ثالثا تنها مدارک تاریخی که در دست است دو مدرک است: یکی آنکه در لیست اناجیل ممنوعه پاپ جلاسیوس اول، متعلق به اواخر قرن پنجم نامی از انجیل برنابا برده شده است. دوم آنکه در برخی متون تاریخی از نگارش نامه ای توسط برنابا یاد شده است.

رابعا، هیچ گاه در طول تاریخ، پیش از قرن ۱۶ میلادی، هیچ مسلمانی در محاجه با مسیحیان از این انجیل یاد نکرده است، این مسلمانان شامل تمام علمای شیعه و سنی و البته امامان شیعه هم می گردد، امام رضا(ع) در مجلس مامون و در بحث با جاثلیق وقت، از اناجیل موجود بیّنه می آورند، نه از انجیل موهومی به نام برنابا! مناظره ای که هر ناظری را به عمق و گستره وسیع علم امامان و مفاخر شیعه، مقرّ می کند!

خامسا، در متن این انجیل تناقضات و تضادهای بسیاری وجود دارد، از جمله آنکه حضرت عیسی(ع)، مسیحا بودن خود را انکار می کند و محمد بن عبدالله(ص) را مسیح واقعی می داند! این در حالیست که قرآن چنین شانی را تنها برای عیسی مسیح قائل شده است.

سادسا، در متن این انجیل طرز تفکر(سنتی) اسلامی موج میزند! نویسنده این انجیل، به حدی افراطی، طرز تفکر (سنتی) اسلامی را در آن تزریق کرده است که کاملا بیّن و آشکار است! نکاتی که بعضا خود زیاده روی در تفکر اسلامی است. مثلا مسیح توصیه به شهادتین اسلامی می کند (اشهد ان لا اله الا الله و اشهد ان محمد رسول الله!!!) و یا عهد را با اسماعیل می داند، در حالیکه قرآن با ظرافت شان بالاتری برای اسحاق قائل است.(اسحاق، علیم و اسماعیل حلیم خوانده شده است.) دراین زمینه حتما سخنان جناب دکتر فریدونی را در مورد انجیل برنابا بشنوید!

سابعا در این انجیل به طرز روشنی از اصطلاحاتی که در ادبیات روز قرن پانزده و شانزده رواج داشته است، از جمله از اصطلاحات کمدی الهی دانته استفاده شده است.

اشکالات مفصل تر در مورد این انجیل را حتی از دیدگاه قرآن می توانید در سایتهای مسیحیان بیابید.

و البته متن این انجیل را هم می توانید در این سایت مطالعه کنید.

با کمال تاسف، مرحوم طالقانی با نگارش مقدمه ای البته بسیار عالی بر این انجیل در چاپ اول آن در ایران،(که مطالعه آن را به هر محققی توصیه می کنم) از این اثر بدون ریشه تاریخی، حمایت معنوی کرد و در ایران این زمینه به وجود آمد که انجیل اصلی همان برنابا است که همه حقایق را(و حتی بسیار بیشتر از آن را) در خود جای داده است!

اما خوشبختانه و با رشد فناوری و ارتباطات، اکنون متن این انجیل و اصل و نسب آن و اشکالات متعدد وارد بر آن برای محققین دینی هیچ جای شک وشبهه باقی نمی گذارد که انجیل برنابا چیزی قابل استناد نیست و به احتمال زیاد یک تقلب است، برخی از محققین مثل دکتر خلیل سعادت مترجم عربی این اثر، معتقدند، احتمالا متن اولیه ای به نام انجیل برنابا وجود داشته است و این متن به دست شخصی با تمایلات اسلامی رسیده است و آن را با نظر خود بازنگاری کرده است و اصل متن(احتمالا گنوسی) انجیل برنابا هم از دست رفته است.

خوشبختانه، در عصر کنونی، از زبان محققینی چون دکتر منصور ادیب، استاد دانشگاه مفید قم، بی پایه و اساس بودن این انجیل را می شنویم.

من در اینجا به صورت سریع، توجه همه محققین را به انجیل دیاتسرون جلب میکنم. این انجیل و سابقه آن یکی از معضلات حل نشده مسیحیت است و قاعدتا در زمان پیامبر اکرم این انجیل سریانی در شبه جزیره عرب رواج داشته است و بعدا و با زور و شمشیر معدوم گردیده است. امکان اینکه انجیل دیاتسرون منشاء چهار انجیل معروف باشد، حتی بین علمای مسیحیت  مورد مناقشه فراوان است و اخیرا برخی مسلمانان هم در این زمینه وارد شده اند.

به هر روی هدف نگارنده، روشن نمودن ضعیف بودن بنیان ساختمانی است، که بر انجیل مشکوک برنابا بنا شود.

اما مسئله وقتی شیرینتر و شاخ غولی تر می شود که کشف اخیر یک انجیل سریانی در قبرس به انجیل برنابا متصل می شود!

این انجیل که هنوز مطلقا هیچ اطلاعی از آن در دسترس نداریم و مشخص نیست که چرا پلیس قبرس ادعای قاچاقچیان را،مبنی بر ۲۰۰۰ ساله بودن قدمت این انجیل، صرفا و بدون هیچ تحقیقی، باز تکرار می کند!(مسلما قاچاقچیان انجیل سه هزار ساله را ترجیح می دهند!) اما تا کنون هیچ محققی متن و قدمت آن را بررسی نکرده و نظر خود را اعلام نکرده است! و تنها از عکسی که از جلد آن منتشر شده است، شخص محققی گفته است که این خط به قبل از قرن ۱۵ تعلق ندارد. اما هیچ اطلاع بیشتری نداریم، چه بسا داخل کتاب با جلد آن متفاوت باشد! به هر صورت یک روزنامه تُرک با ارتباط دادن این انجیل با انجیل برنابا ناگهان از مطالب آن هم خبردار می شود و از کشف انجیل برنابا خبر می دهد، و البته خبرگزاریهایی چون خبرگزاری فارس هم به پراکنده کردن چنین اطلاعات بی بنیانی کمک می کنند.

ضمنا یکی از دوستان مسیحی آشوری(فیلیپ) زحمت کشیده و یکی از صفحات این انجیل مکشوفه جدید را، که به خط سریانی نوین (متعلق به چند قرن اخیر)  است، را به سطرنجیلی نویسه گردانی و به فارسی ترجمه کرده است. از این صفحه که آن را در اینجا نقل می کنم می بینید که حداقل این صفحه از این انجیل مکشوفه آیه ای از انجیل یوحنا است:

تصویری از انجیل مکشوفه در قبرس

تصویری از انجیل مکشوفه در قبرس

برای دیدن این صفحه در اندازه بزرگتر بر روی آن کلیک کنید.

امید که ما مسلمانان به جای موهوم گرایی، حق گرایی را پیشه خود سازیم!

با احترام

سپهر محمدی

برخی نظرات من:

من از حجاب اختیاری و آزادی انتخاب پوشش برای زنان حمایت می کنم.

شبکه های اجتماعی من:

صفحه شخصی در فیسبوک  Twitter  Youtube  Google Books  Geni  باشگاه جوانان شیعه و مسیحی  انجمن مسلمانان نوگرا